امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


 

سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

شعارگرایی و حکایت چه کشکی چه پشمی!
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

به نظر می رسد مدیریت HSE دچار شعار زدگی مفرط شده است به طوری که اگه کمی با دقت و تامل به اطرافمان نگاه کنیم فقط حرف ها و شعارهای قشنگ شنیده می شود ولی در عمل چیز موثری مشاهده نمی شود. خیلی از مدیران مسئول به صورت هیجانی شعارهای قشنگی سر می دهند که هیچگاه جامه عمل به تن نمی کنند. چون خیلی از شعارها بدون در نظر گرفتن منابع و بیشتر بر اساس هیجانات موقت داده می شود.

این وضعیت را احمد شاملو به خوبی در قالب داستانکی در بخشی از کتاب کوچه بیان می کند، داستانک به شرح زیر است:

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. 
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، 
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. 
دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. 
در حال مستاصل شد... 
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: 
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. 

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. 
گفت: 
ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. 
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... 
قدری پایین تر آمد. 
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: 
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ 
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم. 
وقتی کمی پایین تر آمد گفت: 
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. 
وقتی باقی تنه را سر خورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: 
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم. غلط زیادی که جریمه ندارد. 

پس ای کاش قبل از هر حرف و شعاری یک کم به امکان عملیاتی شدن آن فکر کنیم، بهتر نیست

 


 

امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents