امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


 

سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

در HSE به مدیر نیاز داریم یا رهبر؟ کدام یک برای موفقیت سازمان مورد نیاز است؟
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

 در نظام مدیریت HSE صرفاً برخوردار بودن از مهارتهاى مدیریتى براى موفقیت یک مدیر کافى نیست، بلکه مدیران باید شناختى اساسى از تفاوت میان "مدیریت" و "رهبری" داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت را براى تحقق موفقیت سازمان با هم ترکیب نمایند.

در یک سازمان با وجود تفاوت عمده بین "رهبری" و "مدیریت"، ارتباط تنگاتنگى بین آن دو وجود دارد؛ یک رهبر مى تواند مدیر باشد و یک مدیر نیز مى تواند "رهبری" کند. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنى یک فرد مى تواند داراى هنر "رهبری" باشد بدون اینکه قادر باشد هدفهاى سازمانى را تحقق بخشد (مدیر نباشد) و یا اینکه یک فرد ممکن است مدیر منظمى باشد ولى کارکنان از روى ترس و اجبار وظایف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.)

تعریف رهبرى

فرآیند نفوذ در دیگران و برانگیختن آنها براى همکارى با یکدیگر در جهت تحقق هدف هاى گروهى را "رهبری" مى گویند. یا مى توان گفت: رهبرى استفاده از فرآیند ارتباطات در موقعیتى خاص براى اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آنها به سوى مقاصدى مشخص است.به عبارت دیگر رهبرى فرآیند نفوذ در دیگران است به طورى که آنها با اشتیاق و جدیت در دستیابى به اهداف سازمانى تلاش نمایند.

"رهبری" را اصولاً "هنر نفوذ در دیگران" مى دانند. بدین معنى که پیروان به دلخواه نه از روى اجبار، از رهبر اطاعت مى کنند.

بنابراین، منظور از رهبرى به طور عام، تأثیر گذارى بر افراد و انگیزش آنان به طورى است که از روى میل، علاقه و با اشتیاق براى دستیابى به هدف هاى گروهى تلاش کنند.

تعریف مدیریت

فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضاى سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسى براى رسیدن به هدفهاى تعیین شده سازمان را "مدیریت" مى گویند.

"مدیریت" به عنوان " هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران" نیز تعریف شده است. چرا که مدیر با اتخاذ تدابیرى براى انجام کارها توسط دیگران و نه شخص مدیر به اهداف سازمان نایل مى شود.

تفاوت مدیر و رهبر

بسیارى از مدیران HSE، از تفاوت میان رهبرى و مدیریت آگاهى ندارند و همین امر باعث مى شود که در اجراى وظایف سازمانى خود به اشتباه عمل کنند.

رهبرى همان مدیریت نیست. اگر چه بسیارى از مدیران رهبرند و بسیارى از رهبران مدیر، ولى فعالیت هاى رهبرى و مدیریت فعالیت هاى یکسانى نیست.

باید توجه داشت که "مدیریت" با "رهبری" تفاوت هاى عمده اى دارد که باید مدیران در اجراى وظایف خود به این تفاوت ها توجه داشته باشند، چند مورد از تفاوت هاى یک "مدیر" با یک "رهبر" عبارتند از

1- مدیر اداره مى کند در حالى که رهبر ابداع مى کند.

 2- "مدیریت" یک رونوشت است در حالى که "رهبری" یک اصل است.

 3- مدیر امور را نگهدارى مى کند در حالى که رهبر آنها را بهبود مى بخشد.

 4- مدیر روى سیستمها و ساختار تمرکز دارد ولى رهبر روى افراد تمرکز مى کند. در واقع مدیریت به فرآیندهاى سازمانى توجهى حساب شده دارد در حالى که رهبرى به کارکنان به عنوان افراد انسانى توجه واقعى دارد.

 5- مدیر از اجراى یک شغل اطمینان حاصل مى کند، در حالى که رهبر مراقب فردى است که آن شغل را اجرا مى کند و به او توجه دارد.

 6- مدیر نظارت مى کند، ولى رهبر اعتماد مى پراکند.

 7- مدیر دیدگاه محدودى دارد، ولى رهبر از دیدگاه وسیعى برخوردار است.

 8- مدیر "چگونه و چه وقت" را مى پرسد، در حالى که رهبر "چه چیز و چرا" را مى پرسد.

 9- مدیر نظر به انتهاى خط دارد، ولى رهبر چشم به افق دارد.

 10- مدیر پیروى مى کند، در حالى که رهبر سرچشمه مى گیرد.

 11- مدیر وضع موجود را مى پذیرد، ولى رهبر با وضع موجود در جدال است.

 12- مدیر سرباز قدیمى خوبى است، اما رهبر آدم خودش است.

 13- مدیر کارها را درست انجام مى دهد(کارائی)، در حالى که رهبر کارهاى درست را، انجام مى دهد(اثر بخشی).

 14- مدیر دخالت می کند - رهبر ارشاد می کند .

 15- مدیر قضاوت می کند - رهبر طبابت می کند.

 16-مدیر تفویض ناظرانه انجام می دهد - رهبر تفویض آگاهانه می کند.

 17-مدیر دستور می دهد - رهبر هدایت می کند

 18-مدیر کنترل می کند - رهبر خلق می کند.  

 19-برای مدیر مهم است که کار به هر قیمتی انجام شود - برای رهبر مهم است که کار به چه قیمتی انجام شود.

 20-مدیر کار را از طریق دیگران انجام می دهد - رهبر کار را با مشارکت دیگران انجام می دهد.

 21- مدیر نگاه درون سازمانی دارد - رهبر نگاه فراسازمانی دارد.

با توجه به آنچه ذکر شد به نظرم مدیران HSE باید رهبران خوب و قابلی باشند تا کارها خوب پیش رود و HSE در چرخه بهره وری سازمانی قرار گیرد. ولی متاسفانه بسیاری از مدیران ما نه تنها رهبر نیستند بلکه مدیر شایسته ای هم نیستند، این موضوع باعث شده مشکلات، تنگناها و محدودیت های فراوانی در مدیریت موثر HSE ایجاد شود.

باید مدیران ارشد سازمان ها این مهم را درک کنند که مدیران HSE باید رهبران خوبی هم باشند رهبر خوب خود کاربلد است، اصول و مبانی HSE را می داند، خوب مشکلات را می شناسد، خوب تحلیل می کند، خوب می تواند از پتانسیل های فنی و کارشناسی سازمان در رفع آنها بهره ببرد، کارکنان حاضرند برای او هر کاری بکنند چون او را از نظر فنی قبول دارند و ....

واقع بینانه نگاهی به اطرافمان بیاندازیم خیلی کم مدیری را می بینیم که در عین حال رهبر خوبی هم باشد. در سازمانی که اکثریت قریب به اتفاق کارکنان از مدیر دل خوشی ندارند و هر کدام از زاویه ای عملکرد وی را نقد می کنند آشکارا مشخص است که در آن سازمان رهبری محلی از اعراب ندارد.

به همین دلیل است که عنصر مرکزی سیستم مدیریت HSE را تعهد و رهبری گذاشته اند نه  تعهد و مدیریت. این نکته مهمی است که متاسفانه غافل مانده است.

به امید روزی که مدیرانی متعهد و رهبر (واجد عنصر تعهد و رهبری) در حوزه HSE داشته باشیم. البته تا زمانی که مدیران سربازان قدیمی مطیع اوامر ملوکانه بالا سری باشند نباید زیاد امیدوار بود نه؟


 

امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents