امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


 

سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

شعارگرایی و حکایت چه کشکی چه پشمی!
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

به نظر می رسد مدیریت HSE دچار شعار زدگی مفرط شده است به طوری که اگه کمی با دقت و تامل به اطرافمان نگاه کنیم فقط حرف ها و شعارهای قشنگ شنیده می شود ولی در عمل چیز موثری مشاهده نمی شود. خیلی از مدیران مسئول به صورت هیجانی شعارهای قشنگی سر می دهند که هیچگاه جامه عمل به تن نمی کنند. چون خیلی از شعارها بدون در نظر گرفتن منابع و بیشتر بر اساس هیجانات موقت داده می شود.

این وضعیت را احمد شاملو به خوبی در قالب داستانکی در بخشی از کتاب کوچه بیان می کند، داستانک به شرح زیر است:

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. 
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، 
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. 
دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. 
در حال مستاصل شد... 
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: 
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم. 

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. 
گفت: 
ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. 
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... 
قدری پایین تر آمد. 
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: 
ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ 
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم. 
وقتی کمی پایین تر آمد گفت: 
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. 
وقتی باقی تنه را سر خورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: 
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم. غلط زیادی که جریمه ندارد. 

پس ای کاش قبل از هر حرف و شعاری یک کم به امکان عملیاتی شدن آن فکر کنیم، بهتر نیست

 


 
سبک مدیریت آقا شیره نیاز امروز مدیریت HSE
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

یک روز آفتابی شیری در بیرون لانه اش نشسته بود و داشت آفتاب میگرفت؛ در همین حال روباهی سر رسید

روباه: می دونی ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.

شیر : اوه. من می تونم به راحتی برات درستش کنم.

روباه : اوه. ولی پنجه های بزرگ تو فقط اونو خرابتر می کنه.

شیر : اوه. نه. بده برات تعمیرش می کنم.

روباه : مسخره است. هر احمقی میدونه که یک شیر تنیل با چنگالهای بزرگ نمی تونه یه ساعت مچی پیچیده رو تعمیر کنه.

شیر : البته که می تونه. اونو بده تا برات تعمیرش کنم.

شیر داخل لانه اش شد و بعد از مدتی با ساعتی که به خوبی کار می کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شیر دوباره زیر آفتاب دراز کشید و رضایتمندانه به خود می بالید.

بعد از مدت کمی گرگی رسید و به شیر لمیده در زیر آفتاب نگاهی کرد.

گرگ : می تونم امشب بیام و با تو تلویزیون نگاه کنم؟ چون تلویزیونم خرابه.

شیر : اوه. من می تونم به راحتی برات درستش کنم.

گرگ : از من توقع نداری که این چرند رو باور کنم. امکان نداره که یک شیر تنبل با چنگال های بزرگ بتونه یک تلویزیون پیچیده رو درست کنه.

شیر : مهم نیست. می خواهی امتحان کنی؟

شیر داخل لانه اش شد و بعد از مدتی با تلویزیون تعمیر شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالی دور شد.

حال ببینیم در لانه شیر چه خبره؟

در یک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسیار پیچیده بوسیله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف دیگر شیر بزرگ مفتخرانه لمیده است.


نتیجه:

حتما شما هم برخی از مدیران رو دیدید که نه خودشون متخصصن و نه از افراد متخصص استفاده می کنن، پس باید به این دسته از مدیران گفت که مدیران عزیز اگر می خواهید مثل آقا شیره باشید باید کارکنان متخصص و با سواد دور خود جمع کنید در این صورت حتی اگه نالایق باشید به راحتی ارتقا پیدا می کنید و چه چیزی بهتر از این!

ترس از کارکردن با آدمهای متخصص و متعهد به قیمت بقا و دوام در مناصب مدیریتی، جز هدررفت بیت المال و سنگینی گناه چیزی به بار نمی یاره، پس ای کاش به جای جمع کردن افراد متملق و چاپلوس و بی سواد دور خود و تحصیل منافع شخصی یک ذره هم به فکر سازمان باشید و منافع سازمان رو هم در نظر بگیرید.

HSE یک مسئولیت اجتماعی است و باید در محضر مردم و درگاه الهی جوابگوی فعالیت ها بود. اونهم جوابگویی از جنس واقعیت، از جنس کار و از جنس عمل نه جفت و جور کردن یک سری حرف های قسشنگ قشنگ روی کاغذ و تبدیل اون به گزارش های رنگی و ارائه اون به مدیران ارشد.


 
مدیریت قورباغه ای به جای مدیریت راهبردی در HSE
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

بدون شک مدیریت HSE یک مدیریت راهبردی (استراتژیک) است و لازمه موفقیت در ان داشتن تفکر و نگرشی راهبردی است. هر گونه مدیریتی جدا از این رویکرد نه تنها اثربخش نخواهد بود بلکه دوام چندانی نیز نخواهد داشت.

برای درک بهتر این موضوع خواندن حکایت زیر خالی از لطف نیست:

«اگر قورباغه‌ای را به همراه مقداری از آبی که در آن زندگی می‌کند در ظرفی بریزید و آب را به آرامی گرم کنید خواهید دید که قورباغه به گرم شدن آب عکس‌العملی نشان نمی‌دهد تا آن که آب جوش می‌آید و قورباغه می‌میرد.

دلیل این رفتار این است که قورباغه یک حیوان خونسرد است و دمای بدن خود را با تغییرات تدریجی دمای محیط تطبیق می‌دهد.

اگر قورباغه دیگری را بگیرید و در ظرف آبی که اختلاف دمای قابل ملاحظه‌ای با دمای بدن قورباغه دارد اما برای آن قابل تحمل است، بیاندازید خواهید دید که به سرعت به بیرون می‌جهد چرا که نمی‌تواند این تغییر دما را تحمل کند.»

با توجه به حکایت بالا کاملا مشخص است که برخی از مدیران HSE مانند قورباغه داستان ما عمل می کنند و به محیط و تغییرات آن توجهی ندارند. لذا روند و تغییرات تدریجی در حوزه HSE را شناسایی نمی‌کنند و بنابراین در زمان لازم استراتژی مناسب را نیز اتخاذ نمی‌کنند زیرا خود را برای آن شرایط تغییر کرده آماده نکرده‌اند.

از طرف دیگر به دلیل اینکه ظرفیت تحمل خیلی از تغییرات محیطی ناگهانی را ندارند، بنابراین به آن تغییرات به درستی عکس‌العمل نشان نمی‌دهند. به بیان دیگر این مدیران استراتژیک عمل نمی‌کنند و از فرصت‌ها و تهدیدها به درستی بهره نمی‌برند.

مدعای این موضوع هم مصاحبه ای است که چندی پیش از یکی از مدیران HSE می خواندم وی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره وظایف اداره تحت مسئولیتش، تدوین دستورالعمل ها و استانداردها و آشنایی کارکنان با ضرورت رعایت نکات ایمنی و استفاده از کفش، کلاه و ماسک را جزء وظایف اداره خود می دانست.

جدا از اینکه به نظر می آید ایشان درک درستی از مفهوم استاندارد نداشتند چرا که کاربرد آن در این جا کاملاً اشتباه است، مشخص است که ایشان با رویکرد کلاسیک و سنتی HSE که همان استفاده از تجهیزات حفاظت فردی است صرفاً قصد مدیریت را دارد و توجهی به محیط پیرامون، تغییر رویکردها، تغییر فناوری ها و ... ندارد.

متاسفانه به نظر می آید موارد بسیاری از این شیوه مدیریت در اطرافمان را شاهد باشیم، امیدوارم مدیریت مدیران شایسته بر HSE مثل مدیریت قورباغه با افزایش دمای آب محل زندگی اش، فرق کند. آخه ما انسانیم نه قورباغه!!!

به امید روزهای بهتر

 


 
برای ارتقای سطح عملکرد HSE باید زاویه دید را تغییر داد
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

زاویه دید و نوع نگاه مدیران در حل مشکلات بسیار تاثیر گذار است. وقتی با یک معادله ریاضی کلنجار می‌روید و نمی‌توانید حلش کنید، وقتی در مورد یک معضل اجتماعی اندیشه می‌کنید و جز فرسایش مفز چیزی حاصلتان نمی‌شود، زمانی که امکانات و نداشته‌های خود را در جهت نیل به هدفتان فهرست می‌کنید و ناتوان از تصمیم‌گیری می‌شوید، در بسیاری از موارد تغییر زاویه دید است که به کمکتان می‌آید، نه اصرار بر تمرکز بیشتر. حتی خرد جمعی هم اگر نخواهد زاویه دید را تغییر دهد و مصر بر نگریستن از یک زاویه باشد، نمی‌تواند تصویر مطلوب غایی را ایجاد کند.

فکر می کنم در HSE نیز مدیران باید زاویه دید خود را توسعه دهند تا شاید بتوان عملکردها را ارتقا داد.


 
فقدان خلاقیت و نوآوری در HSE یک چالش اساسی
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

بدون تردید نظام مدیریت HSE در فرآیند تکاملی خود همواره به دو مولفه مهم و حیاتی نیاز دارد اول نظم  هدفمند و دوم خلاقیت و نوآوری.

خلاقیت یک ایده و یک تفکر است ونوآوری به کار بستن آن تفکر است.

بسیاری از مدیران، علت عدم کارایی و اثربخشی عملکرد HSE را در کمبود سرمایه، منابع مالی و انسانی می دانند در حالیکه به نظر می رسد علت عمدتا ضعف در نوآوری است.

اعتقاد راسخ دارم ادامه حیات نظام مدیریت HSE بستگی به تغییر و نوآوری دارد. نوآوری در HSE وضعیت موجود و حفظ و نگهداری آن را از طریق تفکر و نگرش جدید و تغییر در ترکیب سه عامل فن آوری، محیط و سازمان مورد چالش قرار می دهد و در حوزه های متعددی مانند شیوه های مدیریت، روش های انجام کار و روابط سازمانی منشا خیر و اثر است.

ولی براستی نوآوری در نظام مدیریت HSE در سازمان های ما به چه میزان وجود دارد؟ پاسخ به این سوال زیاد سخت نیست شاید به جرات بتوان گفت نوآوری جایی در مدیریت HSE نداشته باشد.

یکی از اساسی ترین موانع بر سر راه تغییر و نوآوری از دیدگاه فرهنگی، عدم وجود نگرش انتقادی و یا ساخت نیافتن آن درسطح سازمان است. چرا که اساسا نوآور ی و تغییر با تردید و سوال و نهایتا معارضه با وضع موجود آغاز می گردد. مدیریت سنتی از انتقاد و تعارض دوری می جوید و همواره سعی در سرکوب آن دارد.

شاید بارها برایتان پیش امده باشد که ایده ای داشته باشید ولی یا جرات مطرح کردن آن را پیدا نکرده اید یا اینکه ایده های خوب و اشتیاق شما توسط سازمان به نابودی کشانده شده است. معمولاً زمانی که ایده ای  داریم با جملات زیر مواجه می شویم:

  •  بر خلاف سیاست های شرکت است.
  •  با سیستم موجود متناسب نیست.
  • به هیچ وجه تایید نمی شود.
  • اصلا با محاسبات جور در نمی آید.
  • قبلا چنین کاری انجام نشده است.
  • بیش از اندازه جسورانه است.
  • برای این کار آمادگی نداریم.
  • پیشنهاد را بنویس تا بعدا بررسی کنم.
  • در موردش فکر خواهم کرد.
  • باید صبر کنی تا در جلسه مطرحش کنیم.
  • هیچ فرد مهمی وجود ندارد!

در چنین شرایطی واقعاً چه می توان کرد؟ خلاقیت و نوآوری باید تبدیل به یک فرهنگ سازمانی شود هم ایجاد آن هم پذیرش آن.

در بدو استخدام یک مدیر قدیمی به من تاکید می کرد که هر موقع احساس مهم بودن کردی، هر موقع که با خود تصور کردی که عدم حضورت در سازمان، ضایعه ای بزرگ را موجب خواهد شد. آزمایش ساده زیر را انجام بده و نتایج آن را عملا ببین. سطلی آورده و آن را از آب پر کن دستت را تا مچ، درون سطل فرو کرده و در یک لحظه آن را از آب بیرون کشیده و حفره ای که در آب ایجاد می شود را با دقت بنگر نتیجه نشان می دهد که فضای ایجاد شده توسط حفره حتی یک لحظه هم باقی نمی ماند.

این آزمایش حاوی نکته ای مهم است: در شرایط فعلی همان اندازه که یک حفره می تواند در سطح آب ضایعه ای را بوجود آورد، عدم حضور شما در سازمان نیز می تواند به سازمان لطمه بزند، بنابراین هیچ گاه خود را مهم تصور نکنید!

البته باید امید داشت که شرایط بهتر شود،زمانی فرا برسد که نیروی انسانی نه در حرف و شعار بلکه در عمل واقعاً ارزش سازمانی محسوب شود. انشاءالله 


 
جایگزینی قریب الوقوع OHSAS18001‌ با ISO45001‌ / نفس OHSAS‌ هم به شماره افتاد
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

همانطور که می دانید سری الزامات OHSAS 18001 جزو استانداردهای ایزو نمی باشد و بوسیله تعدادی از شرکت های گواهی دهنده تحت نظارت BSI و با توجه به نیاز صنایع و بخش خدمات تدوین شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

بعلت عدم توافق و اجماع کشورهای مختلف در مورد مفاد OHSAS 18001 در سازمان جهانی استانداردسازی ISO ، مخالفت سندیکاهای کارگری با OHSAS 18001 ( بدلیل اینکه معتقد هستند، این استانداردها نمی تواند تا آن حد کامل باشد که تمام الزامات را برای سلامت و ایمنی تامین کنند و ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرند) و همچنین تاکید ISO بر این که الزامات ضروری در ارتباط با سلامت تا حد زیادی در استانداردهای سری ISO 14000 بیان شده است، OHSAS  هیچگاه در قالب یک استاندارد بین المللی سازماندهی نشد. ولی اخیراً  ISO‌ اعلام کرد که کمیته ISO / PC 283 جلساتی را به منظور توسعه و انتشار یک استاندارد بین المللی در زمینه سیستم مدیریت  بهداشت و ایمنی شغلی (OH & S ) بر مبنای OHSAS18001‌تشکیل داده است تا استاندارد جدیدی تحت عنوان ISO 45001 را منتشرنماید.

اولین جلسه کمیته ISO / PC 283 در اکتبر سال 2013 برگزار شد و پروژه توسعه و انتشار ISO 45001 در دستور کار قرار گرفت. ظبق برنامه ریزی های به عمل ‌امده قرار است:
 پیش نویس اول کمیته ( ISO / CD 45001) در می 2014 ، اولین پیش نویس استاندارد بین المللی(ISO / DIS 45001) در فوریه 2015 و پیش نویس نهایی استاندارد بین المللی(ISO / FDIS 45001) در مارس 2016 منتشر خواهد شد.

با این اوصاف باید گفت که به زودی باید با OHSAS18001  خداحافظی کرد، البته باید اعتراف کنم که من هیچ وقت OHSAS18001‌ ‌ را به عنوان یک سیستم مدیریتی جامع در حوزه بهداشت و ایمنی شغلی قبول نداشتم چون بعد از اجرای کامل اون باز هم اون اطمینان لازم را برای من ایجاد نمی کرد. به همین خاطر من که از شنیدن این خبر خوشحال شدم.


 
در HSE به مدیر نیاز داریم یا رهبر؟ کدام یک برای موفقیت سازمان مورد نیاز است؟
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

 در نظام مدیریت HSE صرفاً برخوردار بودن از مهارتهاى مدیریتى براى موفقیت یک مدیر کافى نیست، بلکه مدیران باید شناختى اساسى از تفاوت میان "مدیریت" و "رهبری" داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت را براى تحقق موفقیت سازمان با هم ترکیب نمایند.

در یک سازمان با وجود تفاوت عمده بین "رهبری" و "مدیریت"، ارتباط تنگاتنگى بین آن دو وجود دارد؛ یک رهبر مى تواند مدیر باشد و یک مدیر نیز مى تواند "رهبری" کند. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنى یک فرد مى تواند داراى هنر "رهبری" باشد بدون اینکه قادر باشد هدفهاى سازمانى را تحقق بخشد (مدیر نباشد) و یا اینکه یک فرد ممکن است مدیر منظمى باشد ولى کارکنان از روى ترس و اجبار وظایف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.)

تعریف رهبرى

فرآیند نفوذ در دیگران و برانگیختن آنها براى همکارى با یکدیگر در جهت تحقق هدف هاى گروهى را "رهبری" مى گویند. یا مى توان گفت: رهبرى استفاده از فرآیند ارتباطات در موقعیتى خاص براى اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آنها به سوى مقاصدى مشخص است.به عبارت دیگر رهبرى فرآیند نفوذ در دیگران است به طورى که آنها با اشتیاق و جدیت در دستیابى به اهداف سازمانى تلاش نمایند.

"رهبری" را اصولاً "هنر نفوذ در دیگران" مى دانند. بدین معنى که پیروان به دلخواه نه از روى اجبار، از رهبر اطاعت مى کنند.

بنابراین، منظور از رهبرى به طور عام، تأثیر گذارى بر افراد و انگیزش آنان به طورى است که از روى میل، علاقه و با اشتیاق براى دستیابى به هدف هاى گروهى تلاش کنند.

تعریف مدیریت

فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضاى سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسى براى رسیدن به هدفهاى تعیین شده سازمان را "مدیریت" مى گویند.

"مدیریت" به عنوان " هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران" نیز تعریف شده است. چرا که مدیر با اتخاذ تدابیرى براى انجام کارها توسط دیگران و نه شخص مدیر به اهداف سازمان نایل مى شود.

تفاوت مدیر و رهبر

بسیارى از مدیران HSE، از تفاوت میان رهبرى و مدیریت آگاهى ندارند و همین امر باعث مى شود که در اجراى وظایف سازمانى خود به اشتباه عمل کنند.

رهبرى همان مدیریت نیست. اگر چه بسیارى از مدیران رهبرند و بسیارى از رهبران مدیر، ولى فعالیت هاى رهبرى و مدیریت فعالیت هاى یکسانى نیست.

باید توجه داشت که "مدیریت" با "رهبری" تفاوت هاى عمده اى دارد که باید مدیران در اجراى وظایف خود به این تفاوت ها توجه داشته باشند، چند مورد از تفاوت هاى یک "مدیر" با یک "رهبر" عبارتند از

1- مدیر اداره مى کند در حالى که رهبر ابداع مى کند.

 2- "مدیریت" یک رونوشت است در حالى که "رهبری" یک اصل است.

 3- مدیر امور را نگهدارى مى کند در حالى که رهبر آنها را بهبود مى بخشد.

 4- مدیر روى سیستمها و ساختار تمرکز دارد ولى رهبر روى افراد تمرکز مى کند. در واقع مدیریت به فرآیندهاى سازمانى توجهى حساب شده دارد در حالى که رهبرى به کارکنان به عنوان افراد انسانى توجه واقعى دارد.

 5- مدیر از اجراى یک شغل اطمینان حاصل مى کند، در حالى که رهبر مراقب فردى است که آن شغل را اجرا مى کند و به او توجه دارد.

 6- مدیر نظارت مى کند، ولى رهبر اعتماد مى پراکند.

 7- مدیر دیدگاه محدودى دارد، ولى رهبر از دیدگاه وسیعى برخوردار است.

 8- مدیر "چگونه و چه وقت" را مى پرسد، در حالى که رهبر "چه چیز و چرا" را مى پرسد.

 9- مدیر نظر به انتهاى خط دارد، ولى رهبر چشم به افق دارد.

 10- مدیر پیروى مى کند، در حالى که رهبر سرچشمه مى گیرد.

 11- مدیر وضع موجود را مى پذیرد، ولى رهبر با وضع موجود در جدال است.

 12- مدیر سرباز قدیمى خوبى است، اما رهبر آدم خودش است.

 13- مدیر کارها را درست انجام مى دهد(کارائی)، در حالى که رهبر کارهاى درست را، انجام مى دهد(اثر بخشی).

 14- مدیر دخالت می کند - رهبر ارشاد می کند .

 15- مدیر قضاوت می کند - رهبر طبابت می کند.

 16-مدیر تفویض ناظرانه انجام می دهد - رهبر تفویض آگاهانه می کند.

 17-مدیر دستور می دهد - رهبر هدایت می کند

 18-مدیر کنترل می کند - رهبر خلق می کند.  

 19-برای مدیر مهم است که کار به هر قیمتی انجام شود - برای رهبر مهم است که کار به چه قیمتی انجام شود.

 20-مدیر کار را از طریق دیگران انجام می دهد - رهبر کار را با مشارکت دیگران انجام می دهد.

 21- مدیر نگاه درون سازمانی دارد - رهبر نگاه فراسازمانی دارد.

با توجه به آنچه ذکر شد به نظرم مدیران HSE باید رهبران خوب و قابلی باشند تا کارها خوب پیش رود و HSE در چرخه بهره وری سازمانی قرار گیرد. ولی متاسفانه بسیاری از مدیران ما نه تنها رهبر نیستند بلکه مدیر شایسته ای هم نیستند، این موضوع باعث شده مشکلات، تنگناها و محدودیت های فراوانی در مدیریت موثر HSE ایجاد شود.

باید مدیران ارشد سازمان ها این مهم را درک کنند که مدیران HSE باید رهبران خوبی هم باشند رهبر خوب خود کاربلد است، اصول و مبانی HSE را می داند، خوب مشکلات را می شناسد، خوب تحلیل می کند، خوب می تواند از پتانسیل های فنی و کارشناسی سازمان در رفع آنها بهره ببرد، کارکنان حاضرند برای او هر کاری بکنند چون او را از نظر فنی قبول دارند و ....

واقع بینانه نگاهی به اطرافمان بیاندازیم خیلی کم مدیری را می بینیم که در عین حال رهبر خوبی هم باشد. در سازمانی که اکثریت قریب به اتفاق کارکنان از مدیر دل خوشی ندارند و هر کدام از زاویه ای عملکرد وی را نقد می کنند آشکارا مشخص است که در آن سازمان رهبری محلی از اعراب ندارد.

به همین دلیل است که عنصر مرکزی سیستم مدیریت HSE را تعهد و رهبری گذاشته اند نه  تعهد و مدیریت. این نکته مهمی است که متاسفانه غافل مانده است.

به امید روزی که مدیرانی متعهد و رهبر (واجد عنصر تعهد و رهبری) در حوزه HSE داشته باشیم. البته تا زمانی که مدیران سربازان قدیمی مطیع اوامر ملوکانه بالا سری باشند نباید زیاد امیدوار بود نه؟


 
شناخت درست مشکلات و جالش های HSE پنجاه درصد راه حل است.
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

نقل می کنند که خانمی یک طوطی خرید. اما روز بعد آن را به مغازه پرنده فروشی برگرداند. او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند.

صاحب مغازه گفت: «آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند. آنها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند.»

آن خانم یک آینه خرید و رفت. روز بعد باز آن خانم برگشت. طوطی هنوز صحبت نمی کرد.

صاحب مغازه پرسید: «نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند.»

آن خانم یک نردبان خرید و رفت. اما روز بعد باز هم آن خانم آمد.

صاحب مغازه گفت: «آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه؟ خب، مشکل همین است. به محض این که شروع به تاب خوردن کند، حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد.»

آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت. وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش کاملأ تغییر کرده بود.

او گفت: «طوطی مرد.»

صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: «آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟»

آن خانم پاسخ داد: « چرا، درست قبل از مردنش با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند.

همونطور که مشخص است چون مشکل اصلی درست و صحیح و البته به موقع تشخیص داده نشد طوطی بیچاره از بین رفت حال اگه مشکل به خوبی بررسی و راهکار لازم پیش بینی و اجرا می شد شاید حالا طوطی زنده می بود نه؟

براستی شناخت دقیق، درست و به موقع مشکل 50 درصد شاید هم بیشتر از راه حل است . این حکایت مصداق راه خطا رفتن است که متاسفانه مدیریت HSE رو هم به شدت درگیر کرد است. شاهد این موضوع هم  مجموعه برنامه هایی است که از سوی دست اندرکاران و مدیران شاهد اون هستیم.

امیدوارم قبل از اینکه طوطی خوش خط و خال HSE از گرسنگی بمیره یکم فکر کنیم مشکلات اصلی را درست شناسایی کنیم، اولویت بندی کنیم، هدف گذاری کنیم و برنامه های اجرایی را به ثمر برسونیم.

البته اگه مدیران ما مثل اون طوطی فروش باشند نباید امید چندانی داشته باشیم.به امید روزهای خوبتر برای HSE .


 

امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents