امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


 

سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

تغییر رویکرد کلاسیک به رویکرد سیستماتیک در مدیریت HSE نیاز اصلی مدیران تصمیم گیر
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

به نظر می رسد مدیریت HSE‌ ‌سالهاست که در پیله ای که به یمن مدیریت کلاسیک و سنتی ایجادشده، به خوابی سنگین فرو رفته است. در سطح ملی کمتر سازمانی را می توان یافت که با  تفکر، نگرش و دیدگاه سیستمی به مدیریت HSE بپردازد. متاسفانه امروزه رویکرد اصلی مدیران تصمیم گیر در حوزه HSE رویکردی صرفاً کلاسیک می باشد، رویکردی که پویایی و اثربخشی فعالیتها را از بین برده و انگیزش کارکنان را به حداقل ممکن کاهش می دهد. وقت آن رسیده که رویکرد سیستماتیک جایگزین رویکرد کلاسیک و سنتی فعلی گردد.

این تغییر رویکرد آنقدر حیاتی و ضروری به نظر می رسد که می توان آن را با ضرورت وجود اکسیژن برای بقا و دوام حیات بشر مقایسه کرد، به عبارت دیگر اگر بتوان تصور کرد که بشر بدون اکسیژن زنده می ماند آنگاه می توان به اثربخشی مدیریت HSE با رویکرد کلاسیک امیدوار بود.

ویژگی اول رویکرد کلاسیک (سنتی) HSE  این است که معمولاً‌ جنبه خاصی از HSE  در کانون توجه و تمرکز قرار گرفته و به سایر ابعاد توجه ای نمی شود. مثلاً تامین البسه و تجهیزات حفاظت فردی و نظارت بر استفاده از آنها به کانون اصلی فعالیتها مبدل شده و بقیه فرایندهای کاری HSE  معمولاً نادیده گرفته می شود. ویژگی دوم این رویکرد این است که بخشها و فرایندهای کاری HSE به صورت جداگانه و بدون در نظر گرفتن ارتباطات و تعاملات احتمالی با یکدیگر مدیریت می شوند، در نتیجه علیرغم صرف زمان و انرژی قابل توجه، اثربخشی چندانی حاصل نمی شود.

ولی در نگرش سیستمى، سیستم مدیریت HSE به عنوان ترکیبى از عناصر است که یک کل را به‌ وجود آورده‌اند. در قالب این نگرش هر یک از اجزاء و عناصر متشکله سیستم در ارتباط با وظیفه و نقش خود در کلیت سیستم مورد ارزیابى قرار مى‌گیرند. رویکرد سیستمی دو بخش اصلی را شامل می شود: عناصرسیستم HSE و فرآیندهای HSE.  

عناصر HSE بخشهای قابل اندازه گیری سیستم هستند که به هم مربوطند و فرآیندهای HSE به تغییر و تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر گفته می شود. به عبارت دیگر در رویکرد سیستمی خروجی یک عنصر ورودی عنصر یا عناصر دیگری است و انجام موفقیت آمیز هر مرحله تضمینی بر اجرای موفقیت آمیز سایر مراحل است. در نگاه سیستمی عناصر به صورت جداگانه مورد توجه قرار نمی گیرند بلکه به عناصر به عنوان اجزای تشکیل دهنده یک ترکیب کل نگاه شده که با یکدیگر در ارتباط بوده و از هم تاثیر پذیرفته و بر هم اثر می گذارند.

به جرات می توان ادعا کرد که امروزه مشکل مدیریت HSE‌ کمبود بودجه، کمبود نیروی انسانی متخصص، عدم وجود جایگاه سازمانی مناسب و غیره نیست هر چند منکر چالشها و محدودیتهایی که در اثر این مشکلات دامنگیر مدیریت HSE‌ شده است نمی شوم ولی اعتقاد دارم اینها ریشه مشکلات نیستند. برای برقراری حیاتی جدید در مدیریت HSE نیاز به انقلاب و دگرگونی اساسی و عمده وجود دارد، به عبارت دیگر تغییر در شکل و رنگ جوابگو نیست باید در شیوه ها و رویکردها تحول اساسی ایجاد کرد، یکی از مهمترین این تحولات تغییر رویکرد کلاسیک مدیران به رویکردی سیستماتیک است. شاید اهمیت این نوع تحول از اهمیت تغییر رویکرد وظیفه ای به رویکرد فرایندی که در تاپیک گذشته به آن پرداختم کمتر نباشد.

به امید روزی که شاهد گوشی برای شنیدن و شهامتی برای ایجاد تغییر و تحول باشیم.


 
ضرورت تغییر رویکرد های جاری در مدیریت HSE‌
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

شاید به جرات بتوان گفت که رویکردهای سنتی به مدیریت HSE‌ در حال حاضر ضمن اینکه فرصتهای ارزشمندی را از مدیران سازمان ها صلب کرده است، آنها را با محدودیت ها و جالش های متعددی در حوزه های فنی و مدیریتی مواجه ساخته است، به این منظور قصد دارم بتدریج در مورد برخی از رویکردهای غلط جاری در سازمانها در رابطه با مدیریت HSE مطالبی را ارائه کنم، به این امید که مورد استفاده قرار گیرد و در تغییر رویکردهای مدیران تصمیم گیر در این حوزه موثر واقع شود.

شاد مهمترین تغییری که باید رخ دهد، تغییر رویکرد وظیفه ای (Functional Approach)  به رویکرد فرایندی (Process Approach) در مدیریت HSE‌باشد.

در حال حاضر رویکرد سازمان ها نسبت به HSE  یک رویکرد وظیفه ای است به این معنا که مسئولیتهای HSE به طور کامل به واحد HSE واگذار شده است.  این موضوع باعث می شود که مدیران و کارکنان سایر واحدهای سازمانی در قبال موضوعات HSE آن طور که باید و شاید احساس مسئولیت نداشته و مسئولیت را متوجه واحد HSE بدانند. در این حالت اثربخشی سازمان در زمینه HSE بسیار کاهش پیدا می کند.در حالیکه اثربخشی HSE در هر سازمانی مستلزم همکاری و هماهنگی متقابل تمامی واحدهای سازمانی است. بنابراین با توجه به اینکه در وظایف سایر واحدهای سازمانی، وظایف HSE به روشنی تعریف نشده و مسئولیتهای HSE به آنها واگذار نشده است، انعطاف‌پذیری کافی برای تطبیق سریع وظایف تخصصی و عملکرد خود با HSE در این واحدها وجود ندارد.

 به عبارت دیگر  با توجه به عدم تعریف وظایف و تبیین مسولیتهای خاصHSE برای هر واحد سازمانی، همکاری واحدها با HSE تضعیف شده و بین آنها تضاد و تزاحم ایجاد شود و مسئول هر واحد فقط به فکر واحد خود باشد، این امر نتیجه‌ای جز اتلاف منابع و تضعیف سازمان به همراه ندارد.

دراین نوع سازمان‌دهی، انعطاف و پویایی را از بین می برد. رویکردی که در مقابل رویکرد وظیفه ای به سازمانها پیشنهاد می شود رویکرد فرایندی است. رویکرد فرایندی به این معناست که تمامی واحدهای سازمانی باید در فرایندهای کاری خود HSE را نیز مدنظر قرار داده و فرایند خود را بر اساس آن طراحی و اجرا نمایند.

مهمترین و حیاتی ترین عامل برای گذار از مدیریت وظیفه ای به مدیریت فرایندی در HSE  تغییر فضای ذهنی مدیران در سطوح مختلف می باشد. یکی از مشکلات فراگیر در سازمانها بخشی نگری است. به این معنا که مدیران و کارکنان هر بخش به جای توجه به منافع کل سازمان، تنها منافع واحد خود را درنظر می گیرند. مثلاً بخش تولید  اقدام به تولید حـــداکثر می کند، بدون درنظر گرفتن این مسئله که این اقــدام چه تهدیداتی را در حوزه HSE به سازمان تحمیل می کند. ســازمان باید این طرزفکر را ترویج کند که تمامی مدیران و کارکنان اثر کار و تصمیم خود را بر HSE درنظر بگیرند.

ادامه دارد....


 
مدیریت پروژه حلقه ای از حلقه های گمشده HSE
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امروزه در کشور ما اغلب کارشناسان و متخصصان HSE در زمینه های تخصصی HSEآموزشهای لازم را فراگرفته و به تجربیات مفیدی نیز دست یافته اند ولی بسیاری از آنها فرصتی برای برخورداری از دانش مدیریت، برنامه ریزی و کنترل نیافته اند. در حالی که این موضوع یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که کارشناسان و متخصصان HSE باید در کنار دانش و اطلاعات خاص رشتۀ خود از شیوه های علمی مدیریت صنعتی، برنامه ریزی و کنترل نیز برخوردار گردند.

لذا در نظر دارم یک سلسله مطالب دنباله دار در این زمینه ارائه کنم که شامل مفاهیم مدیریت پروژه، کلیاتی در مورد ساختار سازمانی پروژه و مراحل اجرای یک پروژه از لحظه ای که موضوع بصورت یک نظریه در فکر بوجود می آید تا آن موقع که پروژه تکمیل شده و آماده بهره برداری می گردد، باشد.

1- تعاریف

در زبان های گوناگون و حتی در سازمانهای مختلف هر کشور در مورد واژه ‌های برنامه (Plan) ، طرح(Program) یا پروژه ( Project)، مدیریت پروژه(Project Management ) و کنترل پروژه (Project Control ) اختلافات لغوی ، معنایی و قانونی وجود دارد؛ از این رو چهار چوب آنان روشن و آشکار نیست و گاه به جای یکدیگر نیز استفاده می‌شوند. ولی به نظر می رسد بهترین تعاریفی که می توان برای واژه های مذکور به کار برد عبارتند از:

1-1-برنامه (Plan)

آرمان ها و اهداف تعیین ‌شدۀ سازمان در سطح برنامه‌ریزی بلند مدت یا استراتژیک، برنامه (Plan) نامیده می‌شودکه این برنامه ‌ها دارای اهداف کیفی می‌ باشند . مانند برنامۀ توسعۀ صنایع شیمیایی و برنامۀ توسعۀ شبکه راه ‌های کشوری. دستیابی به این اهداف و آرمان ها در یک فاصله زمانی بلندمدت که معمولاً بین ده تا بیست‌ و پنج سال است، امکانپذیر می‌باشد .

2-1- طرح (Program)

پس از اینکه برنامه‌ ها در سطح برنامه ‌ریزی بلندمدت مشخص گردیدند، هر برنامه در سطح برنامه ‌ریزی میان ‌مدت یا تاکتیکی توسط مدیریت طراز اول یا سیستم اجرایی کشور به مجموعه ‌ای از طرح ها (Program) یا برنامه ‌های اجرایی تفکیک می‌شود که شامل مجموعه ‌ای از تصمیمات مقطعی یا اجرایی هستند که ظرف پنج تا ده سال آینده باید اجرا و به نتایج موردنظر برسند.

3-1- پروژه (Project)

هر طرح در سطح برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت یا اجرایی توسط واحدهای ستادی یا سطوح مدیریت میانی سازمان به مجموعه کارها و عملیاتی که آن را پروژه (Project) می‌نامند، تبدیل و تقسیم می‌شود.
یک پروژه، مجموعه ‌ای از فعالیت ها می باشد که برای دستیابی به منظور یا هدف خاصی انجام می ‌گیرد . پروژه ‌ها شامل فعالیت هایی هستند که باید در تاریخ های مشخص و تعیین شده، با هزینه‌ هایی معین و کیفیت تعریف ‌شده ‌ای به انجام رسند؛ لازمۀ موفقیت هر پروژه، دستیابی توأم به هر سه پارامتر زمان ، هزینه و کیفیت مشخص است و خارج شدن هر یک از سه عامل مذکور از حدود تعیین شده، می‌تواند به انجام پروژه ‌ای ناموفق و غیر اقتصادی منجر شود.

4-1-پروژهHSE

یک پروژه HSE را می توان بصورت زیر تعریف کرد:

«مجموعه ای از فعالیتهای مرتبط با HSE که برای دستیابی به منظور یا هدفی خاص انجام میگیرند». پروژه های HSE شامل فعالیت هایی هستند که باید در تاریخ های معین و با استفاده از منابع مالی و انسانی مشخص اجرا شوند. این پروژه ها ممکن است کارهایی باشند که انجام آنها در فواصل زمانی مشخصی لازم می شود نظیر بازرسی ها و ممیزی های HSE ، طرح ایمن سازی تعمیرات اساسی یک پالایشگاه و یا کارهایی باشند که فقط یکبار توسط سازمان انجام خواهند گرفت مثل پروژه های تحقیقاتی.

با توجه به آنچه گفته شد اموری نظیر ارزیابی ریسک، کنترل ریسک های شناسایی شده، ایمن سازی عملیات، احداث تصفیه خانه، تشکیل یک سمینار یا کارگاه آموزشیHSE ، تهیه و تنظیم یک گزارش، تدوین روش های اجرایی و دستورالعمل هایHSE و هزاران مورد دیگر که توسط انسان انجام می گیرد هر یک به خودی خود یک پروژه می باشند.

2- سازمان یک پروژه HSE

برای دستیابی به اهداف یک پروژۀ HSE لازم است سازمانی برای اجرای فعالیتهای لازم تشکیل گردد. این سازمان باید دارای منابع و امکانات کافی و مناسب برای اجرای پروژه باشد. منابع و امکانات نظیر سیاستها، روشها و برنامه های اجرایی بصورت داده ها (ورودی ها‌) به سازمان وارد شده و طی فرایند مدیریت و کنترل به صورت صحیح و مناسب برای اجرای فعالیتها مطابق با اهداف پروژه که در حقیقت همان ستاده های (خروجی های) سازمان بوده به کار گرفته می شوند. در حقیقت سازمان برای دستیابی به ستاده ها تشکیل شده و فعالیت های لازم را با کاربرد ورودی ها به اجرا درآورده است.          

برای داشتن امکانات لازم جهت کنترل نحوۀ پیشرفت کارها و مقایسه بازدۀ عملی سازمان با آنچه که در چارچوب سیاستها و خط مشی ها برنامه ریزی شده، لازم است اطلاعات مناسبی از نحوه پیشرفت کارها به مدیریت برسد. این اطلاعات نشاندهندۀ عواملی نظیر تاریخ های اجرای مراحل مختلف کارها، نیروی انسانی و هزینۀ صرف شده، کیفیت کارهای انجام شده و سایر اطلاعاتی است که می تواند مدیریت را در تصمیم گیری برای اجرای مراحل بعدی پروژه یاری نماید. برای اینکه چنین اطلاعاتی به طور مرتب و به شکلی مناسب به مدیریت برسد تشکیل یک سیستم اطلاعات بازتابی به عنوان بخشی از سازمان پروژه امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. سیستم اطلاعات بازتابی با برقراری یک کانال ارتباطی بین ستاده ها (خروجی ها) و مدیریت، به طور مستمر اطلاعات لازم را از ستاده ها برداشت نموده و به مسئولین اجرای پروژه بازتاب می دهد.

مدیریت پروژه می تواند با تجزیه و تحلیل اطلاعات بازتابی پیشرفت کارها و نحوه کاربرد امکانات و منابع را کنترل نموده و در موارد لازم نسبت به ایجاد تغییراتی جهت تصحیح و بهسازی سیاستها، روشها و برنامه ها اقدام نماید و یا در خصوصیات سایر منابع یا امکانات تغییراتی را بوجود آورد. بدیهی است ایجاد تغییرات در داده ها یک کار مستمر و الزامی نبوده و در صورتی که قبل از اجرای پروژه، برنامه ریزی با دقت کافی انجام نگرفته باشد ممکن است ضرورت داشته باشد.

 


 

امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents