امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت


 

سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

مدیریت سنتی دیگر گره گشای مشکلات HSE نیست
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

بدون شک امروزه ‌رمز موفقیت بسیاری از مدیران موفق، رویکرد و نگرش راهبردی آنها به مقوله مدیریت است. ولی براستی در میان مدیرانی که در راس امور HSE قرار دارند حتی در سازمان هایی که ادعای پیشگام بودن در زمینه HSE‌ را دارند چقدر از مدیریت راهبردی بهره گرفته می شود، مطمئناً  عدم احساس نیاز به این سبک مدیریتی تهدیدات متعددی برای سازمان ها به همراه خواهد داشت.

سازمان ها باید پس از تحلیل شکاف استراتژیک و شناسایی نقط ضعف و قوت خود و شناخت کافی از تهدیدات و فرصت های بیرونی در زمینه HSE نسبت به تعیین موضوعات استراتژیک HSE‌ خود اقدام نمایند، از این طریق موضوعات و مسائل مهم سازمان در ارتباط با بهداشت، ایمنی و محیط زیست مشخص میشوند نظیر:

-         مهم ترین چالش ها و مشکلات فراروی ایجاد و استقرار و توسعه سیستم مدیریت HSE در سازمان چیست؟

-         آیا بستر و زیرساخت های لازم (فنی، اقتصادی، فرهنگی و ...) برای طراحی، ایجاد، استقرار  و توسعه سیستم مدیریت HSE در سازمان فراهم است؟

-         آیا در رابطه با فرهنگ HSE در سطح سازمان فعالیتی صورت گرفته است؟

-         در چه موضوعاتی قادر به توسعه  هستیم و چه مشکلات عمده ای در زمینه HSE وجود دارد؟

-         و ...

در ادامه وضعیت موجود با وضعیت ایده آل مقایسه شده و فاصله از سطح ایده آل مشخص می شود.  اینها به عنوان مبنائی برای تنظیم اهداف راهبردی HSE‌ خواهند بود.

این اهداف بیان کننده نتایج مورد انتظار در بلند مدت هستند. خروجی این مرحله (اهداف راهبردی HSE ) باعث ادغام و همسوسازی فعالیتهای HSE درکل سازمان شده و به عنوان معیارهائی برای کنترل و مبنایی برای انتخاب استراتژی هستند. این اهداف مبنای تخصیص بودجه HSE بوده و بر اساس آنها اولویت های کاری مشخص شده و نظارت بر پبشرفت برنامه ها محقق می شود.

به منظور دستیابی به اهداف راهبردی HSE باید استراتژیهای HSE مناسب انتخاب کرد . به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژیک HSE پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامه‌ها، اهداف، طرحها و   . . . بیان می‌شوند. این اقدامات استراتژی HSE نامیده می‌شوند. در واقع استراتژی HSE عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامه‌ها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیص‌های منابع که مشخص می‌کنند سازمان چیست، چه کاری انجام می‌دهد و چرا آن را انجام می‌دهد. به عبارت دیگر عبارت است از الگو یا طرحی که اهداف، سیاستها و زنجیره های عملیاتی تشکیلات HSE را در قالبی کلی و بهم پیوسته با یکدیگر ترکیب میکند .

از عمده ترین استراتژی هایی که انتظار می رود جزء استراتژی های هر سازمانی باشد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-         طراحی سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست

-         ساماندهی ساختار و تشکیلات  HSE

-         تدوین و توسعۀ معیارها و استانداردهای  HSE

-         تلاش در جهت ایجاد و ارتقاء سطح فرهنگ HSE

-         طراحی HSE Strategy Map

-         گسترش آموزش، مشاوره و توسعه برنامه های مشارکتی و ساماندهی آنها

-         ایجاد و توسعۀ ارتباطات در زمینۀ HSE باسایر مؤسسات و سازمانهای مرتبط و...

در  ادامه به منظور اجرای هر یک از استراتژیهای تعیین شده طرح وبرنامه های عملیاتی مورد نیاز بصورت زمانبندی تعریف می‌گردد و با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله قبل و بر اساس اولویت‌های تعیین شده توسط تصمیم‌گیران، برنامه های عملیاتی تهیه شده تا بر اساس آن مدیریت و کنترل طرحها و اقدامات انجام می‌شود.

مطالبی که در بالا اشاره شد ضامن یک مدیریت موفق و اثر بخش در حوزه HSE است. باید باور کنیم که دیگر نمی توان HSE را با سبک سنتی مدیریت، رهبری کرد، مدیریتی که تصمیمات آن به جای اینکه کارشناسی محور باشد قدرت محور است، مدیریتی که برنامه محور نیست و صرفاً مبتنی بر واکنش به شرایط محیطی است، مدیریتی که به نیروی متخصص نگاه ارزشی نداشته و سعی در جمع کردن افرادی در اطراف خود دارد که به جای اینکه منتقدان دلسوزی برای منافع سازمان باشند بیشتر به فکر تملق گویی و تحکیم جایگاه سازمانی خود هستند، مدیریتی که نه تنها رویکرد Proactive‌ ندارد بلکه حتی در وضعیت Reactive هم قرار ندارد چرا که اگر از سبک مدیریتی Reactive هم پیروی می کردند حداقل دیگر شاهد حوادث و نواقص مشابه در سازمان نبودیم و دهها مورد دیگر...

به امید روزی که مدیران  به معنای واقعی مدیر داشته باشیم.


 
 
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امروز در یکی از بدترین جلسات اداری عمرم حضور داشتم!! چون در حالیکه فضای جلسه فضای سالم و مثبتی بود و در جهت بهبود عملکرد فرایند کاری مشخصی اعضا در حال بحث و گفتگو بودند ناگهان فضای نقد سالم جای خود را به تخریب شخصیت داد و خیلی از حریم ها زیر پا گذاشته شد.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: هیچکس به اندازه‌ای بزرگ نیست که نسبت به نقد بی نیاز باشد و هیچکس به اندازه‌ای کوچک نیست که نسبت به نقد ناتوان باشد.

 انتقاد و انتقادپذیری باعث افزایش محبت و دوستی میشود به طوریکه اگر انتقاد بجا و وارد باشد باعث رفع نواقص و عیوب شده و بهبود عملکرد را شامل می شود و اگر وارد نباشد همینکه توضیح داده می شود باعث از بین رفتن ذهنیت های اشتباه میشود.

 نقد به جا و سازنده در سازمان ها لازم بوده و نشاندهنده پویایی و پیشرفت آن سازمان است و اگر وجود نداشته باشد احتمال انحراف از اهداف سازمانی بیشتر خواهد بود. اگر به هر دلیل فضای سالم انتقاد و انتقادپذیری ایجاد نشود، فضای نقد ناسالم به وجود خواهد آمد. بدیهی است اگر فضای نقد سالم ایجاد شود  نقد ناسالم دیگر مجال رشد پیدا نمیکند.

اگه تعریف و تمجید رواج یابد انتقاد و انتقادپذیری به حاشیه رفته و گوشها به شنیدن تمجید عادت میکند و انتقاد را باور نمیکنند، مخصوصا روسا و مدیران باید به این موضوع خیلی دقت کنند چون معمولا دور و بر مسئولان افراد نقاد خیلی کمتر پیدا میشود.

باید به رشد و بارور شدن تفکر انتقادی کمک کرد که این نوع تفکر به کامل شدن عقل کمک میکند. هیچوقت نباید با نقد و منتقد جوری برخورد کرد که موجب تضعیف جایگاه نقادی شود.
 ما نباید خودمان را خیلی کامل ببینیم چون این امر باعث میشود منتقدین را دست کم بگیریم.
.نقد باید با نیت خیر (البته نه صرفا خیر برای نقد شونده بلکه خیر برای همه) و دلسوزانه و با ادبیات خوب و محترمانه بیان شود البته ما نباید به نیت منتقد خودمان زیاد توجه کنیم.
مخالف یا موافق بودن منتقد با ما اصلا نمیتواند ملاکی برای بد بودن یا خوب بودن انتقاد باشد.
تفاوت نقد با تخریب

تخریب با نقد اگر چه خیلی با هم متفاوت هستند اما شباهتهایی هم با هم دارند پس هیچوقت نباید به بهانه نقد تخریب صورت گیرد یا به بهانه تخریب، نقد رو محکوم کرد حتی نقد تند با تخریب متفاوت است، البته انسانهای سالم و حق‌طلب راحت میتوانند این موارد را از هم تشخیص دهند.

- در تخریب از هر عاملی برای زیر سوال بردن شخص یا هدف استفاده میشود اما در نقد سعی میشود تا حقیقت پیدا شود البته نه با استفاده از هر عاملی بلکه از راه کاملا اخلاقی و با استفاده از ابزار مربوط و لازم نه بیشتر

- در تخریب بیشتر شخصیت و آبروی شخص هدف قرار میگیرد  اما در نقد بیشتر عملکرد شخص

- در تخریب جنبه احساسات و هوای نفس قویتر است  اما در نقد جنبه تعقل و استدلال

- تخریب با ظلم همراه اما نقد با عدالت


- تخریب موجب ناامیدی است اما نقد موجب اصلاح و امیدواری


برای تأثیر نگرفتن از تخریب باید نکاتی رو در نظر داشته باشیم:
در حدیث معصومین هست که تا هفتاد بار باید برداشت مثبت داشت و نباید خیلی زود نسبت به کسی ذهنیت منفی پیدا کرد یا در جای دیگر می‌فرمایند آبروی مؤمن از کعبه با ارزشتر ست. در قرآن هم آمده که از بیشتر گمانها پرهیز کنید که بعضی از گمانها گناهند پس ما اصلا نباید به خودمان اجازه دهیم به این راحتی راجع به افراد منفی فکر کنیم.

به امید روزی که به این باور برسیم که نقد های سالم باعث بهبود عملکردها و اصلاح امور می شود، انشاءا...


 
 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر


 
مدیریت دانش در حوزه HSE یک اجبار نه یک انتخاب
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امروزه هر چند اهمیت و ضرورت وجود سیستم های مختلف فیزیکی و مکانیکی در ارتقای سطح عملکرد HSE بر کسی پوشیده نیست اما این یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که سازمانها به منظور بهبود عملکردهای شغلی و کاهش نرخ حوادث شدیداً متکی به دانش، مهارتها و تجارب نیروی انسانی شان می باشند و صرفاً مجهز بودن به سیستم های فیزیکی و مکانیکی ضامن موفقیت آنها نخواهد بود.

بنابراین اگر سازمان ها نتوانند سطح  دانش علمی و تخصصی  HSE را در کارکنان خود بالا ببرند، قطعاً دچار چالش های متعدد مدیریتی شده که یکی از آنها افزایش رخداد حوادث می باشد.

به نظر می رسد راز موفقیت سازمانها در دستیابی به توسعه پایدار در قرن ۲۱ در کنار بهره گیری از تکنولوژی ها و سیستم های نوین و موثر، به کارگیری مدیریت دانش در حوزه علوم HSE است.  

معمولاً دانش HSE در سازمان ها در دو نوع دیده می شود یک نوع تحت عنوان دانش رسمی یا دانش صریح است که شامل داده ها، رویه های سازمانی، نرم افزارها، فیلمها، گزارشهای سازمانی، بیانیه ماموریت، نمودار سازمانی و غیره می باشد. این نوع دانش به سادگی قابل پردازش رایانه ای، انتقال الکترونیکی و ذخیره در پایگاههای داده است و نوع دیگر، دانشی است که به صورت عینی قابل پردازش نیست، بلکه خاصیتی ذهنی دارد که به طور انحصاری در تسلط افراد باقی می ماند. بخش زیادی از تولید دانش در سازمان مرتبط با به کارگیری این نوع غیرصریح از دانش و تبدیل آن به نوآوری ها، فناوریها و خدمات واقعی است. در این فرایند، دانش فردی کارکنان تبدیل به دانش سازمانی ارزشمند برای کل سازمان می شود. این نوع دانش که به دانش ضمنی نیز معروف است برای انجام امور و فعالیتها ضروری بوده و به افراد و درون آنها وابسته است. در حالیکه دانش صریح سازمان وابسته به افراد نیست، لیکن به پشتوانه دانش ضمنی کارکنان، رشد می کند. بنابر تحقیقات زیادی که انجام گرفته است، تنها 20% دانش آشکار و واضح و 80% مابقی تلویحی و نهفته  است (داونپورت و همکاران).

هدف از مدیریت دانش HSE معرفی راهکارهایی است که سازمان را در نیل به سوی اهداف بهداشت، ایمنی و محیط زیست یاری رساند. سازمانها برای اینکه بتوانند مدیریت دانش HSE را توسعه داده و تقویت کنند، باید در فعالیتهای HSE مهارت های لازم را به دست آورند. این مهارتها عبارتند از:

  • o       توانایی کسب تجربه از موفقیتهای دیگران و به کارگیری آنها
  • o       درس آموزی از تجارب قبلی و فعلی
  • o       الگو برداری از سازمانهای موفق، مقایسه آنها با خود، تحلیل شکاف و بهبود عملکردها
  • o       توانایی انتقال مؤثر و سریع دانش در تمام سطوح سازمان

ولی متاسفانه در حال حاضر در توسعه مدیریت دانش در حوزه HSE موانع عمده ای وجود دارد که عمده ترین آنها عبارتند از:

1-    مقاومت نیروی انسانی در به اشتراک گذاشتن دانش HSE

2-    ساختارهای سلسله مراتبی و غیر منعطف

3-     سیستم های نامناسب حقوق و دستمزد

4-     عدم وجود فرهنگ مشارکت و اعتماد متقابل در فرهنگ سازمانی

مطمئناً تا زمانیکه این موانع وجود داشته باشند و قدمی در جهت رفع آنها برداشته نشود حتی اگر جدیدترین تکنولوژی ها و سیستم ها به کار گرفته شود، باز هم تضمینی بر کاهش سطح حوادث در سازمان نخواهد بود، بنابراین ضروری است از فرهنگ سازمانی سنتی رایج فاصله گرفته و با استقبال از نوآوری و خلاقیت و نهادینه سازی فرهنگ اشتراک گذری اطلاعات و مشارکت، در اشاعه هر چه ببیشتر دانش گام برداریم.

به امید روزی که مدیریت دانش به عنوان یکی از راهکارهای مدیریتی مد نظر مدیران HSE قرار گیرد.


 
روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای بر تمامی تلاشگران حوزه علم و صنعت مبارک باد
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

از سال ۲۰۰۳ به بعد، سازمان جهانی کار (ILO)، روز ۲۸ آوریل (9 اردیبهشت) را به منظور یادبودی از جنبش اتحادیه های کارگری و همچنین برای بزرگداشت خاطره قربانیان حوادث و بیماری های ناشی از کار، به عنوان روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای نامگذاری نموده و گرامیداشت آن را برگزار مینماید. از طرفی، به منظور اشاعه و ترویج فرهنگ ایمنی و بهداشت کار، موضوعی را هرساله به عنوان تمرکز و راهبرد به صورت شعار اعلام می کند.

امسال نیز سال «ارتقاء ایمنی وبهداشت در یک اقتصاد سبز» نامگداری شده است.

World Day for Safety and Health at Work in 2012: Promoting safety and health in a green economy

اقتصاد سبز که در شعار امسال مطرح شده است محور توسعه پایدار است، واژه ای که چندین سال است در مقابله با توسعه صنعتی مطرح شده است. اما هنوز توسعه پایدار در حد شعار باقی  مانده و رنگ و بوی عملی به خود نگرفته است. اما براستی چرا؟ به نظر می آید سازمانهای متولی هر یک از منظر ماموریت سازمانی خود به دنبال تحقق این شعار هستند، در حالیکه تحقق کامل این شعار مستلزم فرانگری های خاصی است.

توسعه پایدار یعنی توسعه صنعتی که با صیانت از نیروی انسانی، مصرف بهینه منابع و حفاظت از محیط زیست همراه باشد و این به معنای نگاه همزمان به بهداشت، ایمنی و محیط زیست است.

شعار امسال سازمان بین المللی کار نیز در همین راستاست و سعی شده به این نکته اشاره شود که تعامل سازنده و موثر بهداشت، ایمنی و محیط زیست راهکار برون رفت از بحران های صنعتی است.

مفهوم اقتصاد سبز که در شعار امسال مطرح شده است چندین سال  است  که در محافل علمی، اقتصادی و سیاسی  دنیا معرفی شده  و مورد بحث قرار گرفته است.

اقتصادسبز یعنی کاهش کلیه خطرات زیست محیطی و تولید فرآورده های سبز(محصولات سازگار با طبیعت) در روند زندگی انسانها که نتیجه آن منجر به سلامت و سرزندگی اجتماعی شهروندان در جوامع گوناگون میگردد.

اقتصاد سبز یکی از ابزار لازم برای رسیدن به توسعه پایدار است ولی کافی  نیست. در کنار اقتصاد سبز باید نبروی کار سالم و محیط های کار ایمن نیز فراهم باشد تا شعار توسعه پایدار محقق گردد. این به این معناست که تعامل موثر بهداشت، ایمنی و محیط زیست در کنار یکدیگر توسعه پایدار را رقم می زند و این یعنی HSE .

بدیهی است رسیدن به یک توسعه پایدار با بهره گیری از صنعت سبز، صنعت ایمن و صنعت سالم امکان پذیر می‌گردد، زمان آن رسیده که با بهره گیری از تکنولوژی های نوین HSE (سخت افزار، نرم افزار، انسان افزار، و دانش افزار) و برخورداری از سیستم های نوین مدیریتی (HSE-MS) و با مهندسی و مدیریت صحیح فرهنگ HSE با ایجاد محیط های کاری ایمن و سالم همزمان با مصرف بهینه منابع وحفاظت از محیط زیست، به سبز شدن واقعی صنعت و اقتصاد سبز در یک توسعه پایدار دست یابیم.


 

امارگیر حرفه ای سایت

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents