سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ( HSE-MS)

این وبلاگ تلاش می کند به نشر و ارائه مطالب علمی و کاربردی در زمینه سیستم مدیریت HSE و همچنین آخرین اخبار مرتبط بپردازد.

مدیریت سنتی دیگر گره گشای مشکلات HSE نیست
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مدییریت راهبردی ، مدیریت سنتی

بدون شک امروزه ‌رمز موفقیت بسیاری از مدیران موفق، رویکرد و نگرش راهبردی آنها به مقوله مدیریت است. ولی براستی در میان مدیرانی که در راس امور HSE قرار دارند حتی در سازمان هایی که ادعای پیشگام بودن در زمینه HSE‌ را دارند چقدر از مدیریت راهبردی بهره گرفته می شود، مطمئناً  عدم احساس نیاز به این سبک مدیریتی تهدیدات متعددی برای سازمان ها به همراه خواهد داشت.

سازمان ها باید پس از تحلیل شکاف استراتژیک و شناسایی نقط ضعف و قوت خود و شناخت کافی از تهدیدات و فرصت های بیرونی در زمینه HSE نسبت به تعیین موضوعات استراتژیک HSE‌ خود اقدام نمایند، از این طریق موضوعات و مسائل مهم سازمان در ارتباط با بهداشت، ایمنی و محیط زیست مشخص میشوند نظیر:

-         مهم ترین چالش ها و مشکلات فراروی ایجاد و استقرار و توسعه سیستم مدیریت HSE در سازمان چیست؟

-         آیا بستر و زیرساخت های لازم (فنی، اقتصادی، فرهنگی و ...) برای طراحی، ایجاد، استقرار  و توسعه سیستم مدیریت HSE در سازمان فراهم است؟

-         آیا در رابطه با فرهنگ HSE در سطح سازمان فعالیتی صورت گرفته است؟

-         در چه موضوعاتی قادر به توسعه  هستیم و چه مشکلات عمده ای در زمینه HSE وجود دارد؟

-         و ...

در ادامه وضعیت موجود با وضعیت ایده آل مقایسه شده و فاصله از سطح ایده آل مشخص می شود.  اینها به عنوان مبنائی برای تنظیم اهداف راهبردی HSE‌ خواهند بود.

این اهداف بیان کننده نتایج مورد انتظار در بلند مدت هستند. خروجی این مرحله (اهداف راهبردی HSE ) باعث ادغام و همسوسازی فعالیتهای HSE درکل سازمان شده و به عنوان معیارهائی برای کنترل و مبنایی برای انتخاب استراتژی هستند. این اهداف مبنای تخصیص بودجه HSE بوده و بر اساس آنها اولویت های کاری مشخص شده و نظارت بر پبشرفت برنامه ها محقق می شود.

به منظور دستیابی به اهداف راهبردی HSE باید استراتژیهای HSE مناسب انتخاب کرد . به منظور پرداختن به هر یک از موضوعات استراتژیک HSE پیش روی سازمان باید اقداماتی صورت گیرد که در قالب برنامه‌ها، اهداف، طرحها و   . . . بیان می‌شوند. این اقدامات استراتژی HSE نامیده می‌شوند. در واقع استراتژی HSE عبارتست از قالبی از اهداف، سیاستها، برنامه‌ها، فعالیتها، تصمیمات یا تخصیص‌های منابع که مشخص می‌کنند سازمان چیست، چه کاری انجام می‌دهد و چرا آن را انجام می‌دهد. به عبارت دیگر عبارت است از الگو یا طرحی که اهداف، سیاستها و زنجیره های عملیاتی تشکیلات HSE را در قالبی کلی و بهم پیوسته با یکدیگر ترکیب میکند .

از عمده ترین استراتژی هایی که انتظار می رود جزء استراتژی های هر سازمانی باشد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

-         طراحی سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست

-         ساماندهی ساختار و تشکیلات  HSE

-         تدوین و توسعۀ معیارها و استانداردهای  HSE

-         تلاش در جهت ایجاد و ارتقاء سطح فرهنگ HSE

-         طراحی HSE Strategy Map

-         گسترش آموزش، مشاوره و توسعه برنامه های مشارکتی و ساماندهی آنها

-         ایجاد و توسعۀ ارتباطات در زمینۀ HSE باسایر مؤسسات و سازمانهای مرتبط و...

در  ادامه به منظور اجرای هر یک از استراتژیهای تعیین شده طرح وبرنامه های عملیاتی مورد نیاز بصورت زمانبندی تعریف می‌گردد و با استفاده از اطلاعات تدوین شده در مرحله قبل و بر اساس اولویت‌های تعیین شده توسط تصمیم‌گیران، برنامه های عملیاتی تهیه شده تا بر اساس آن مدیریت و کنترل طرحها و اقدامات انجام می‌شود.

مطالبی که در بالا اشاره شد ضامن یک مدیریت موفق و اثر بخش در حوزه HSE است. باید باور کنیم که دیگر نمی توان HSE را با سبک سنتی مدیریت، رهبری کرد، مدیریتی که تصمیمات آن به جای اینکه کارشناسی محور باشد قدرت محور است، مدیریتی که برنامه محور نیست و صرفاً مبتنی بر واکنش به شرایط محیطی است، مدیریتی که به نیروی متخصص نگاه ارزشی نداشته و سعی در جمع کردن افرادی در اطراف خود دارد که به جای اینکه منتقدان دلسوزی برای منافع سازمان باشند بیشتر به فکر تملق گویی و تحکیم جایگاه سازمانی خود هستند، مدیریتی که نه تنها رویکرد Proactive‌ ندارد بلکه حتی در وضعیت Reactive هم قرار ندارد چرا که اگر از سبک مدیریتی Reactive هم پیروی می کردند حداقل دیگر شاهد حوادث و نواقص مشابه در سازمان نبودیم و دهها مورد دیگر...

به امید روزی که مدیران  به معنای واقعی مدیر داشته باشیم.


 
 
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نقد

امروز در یکی از بدترین جلسات اداری عمرم حضور داشتم!! چون در حالیکه فضای جلسه فضای سالم و مثبتی بود و در جهت بهبود عملکرد فرایند کاری مشخصی اعضا در حال بحث و گفتگو بودند ناگهان فضای نقد سالم جای خود را به تخریب شخصیت داد و خیلی از حریم ها زیر پا گذاشته شد.

امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: هیچکس به اندازه‌ای بزرگ نیست که نسبت به نقد بی نیاز باشد و هیچکس به اندازه‌ای کوچک نیست که نسبت به نقد ناتوان باشد.

 انتقاد و انتقادپذیری باعث افزایش محبت و دوستی میشود به طوریکه اگر انتقاد بجا و وارد باشد باعث رفع نواقص و عیوب شده و بهبود عملکرد را شامل می شود و اگر وارد نباشد همینکه توضیح داده می شود باعث از بین رفتن ذهنیت های اشتباه میشود.

 نقد به جا و سازنده در سازمان ها لازم بوده و نشاندهنده پویایی و پیشرفت آن سازمان است و اگر وجود نداشته باشد احتمال انحراف از اهداف سازمانی بیشتر خواهد بود. اگر به هر دلیل فضای سالم انتقاد و انتقادپذیری ایجاد نشود، فضای نقد ناسالم به وجود خواهد آمد. بدیهی است اگر فضای نقد سالم ایجاد شود  نقد ناسالم دیگر مجال رشد پیدا نمیکند.

اگه تعریف و تمجید رواج یابد انتقاد و انتقادپذیری به حاشیه رفته و گوشها به شنیدن تمجید عادت میکند و انتقاد را باور نمیکنند، مخصوصا روسا و مدیران باید به این موضوع خیلی دقت کنند چون معمولا دور و بر مسئولان افراد نقاد خیلی کمتر پیدا میشود.

باید به رشد و بارور شدن تفکر انتقادی کمک کرد که این نوع تفکر به کامل شدن عقل کمک میکند. هیچوقت نباید با نقد و منتقد جوری برخورد کرد که موجب تضعیف جایگاه نقادی شود.
 ما نباید خودمان را خیلی کامل ببینیم چون این امر باعث میشود منتقدین را دست کم بگیریم.
.نقد باید با نیت خیر (البته نه صرفا خیر برای نقد شونده بلکه خیر برای همه) و دلسوزانه و با ادبیات خوب و محترمانه بیان شود البته ما نباید به نیت منتقد خودمان زیاد توجه کنیم.
مخالف یا موافق بودن منتقد با ما اصلا نمیتواند ملاکی برای بد بودن یا خوب بودن انتقاد باشد.
تفاوت نقد با تخریب

تخریب با نقد اگر چه خیلی با هم متفاوت هستند اما شباهتهایی هم با هم دارند پس هیچوقت نباید به بهانه نقد تخریب صورت گیرد یا به بهانه تخریب، نقد رو محکوم کرد حتی نقد تند با تخریب متفاوت است، البته انسانهای سالم و حق‌طلب راحت میتوانند این موارد را از هم تشخیص دهند.

- در تخریب از هر عاملی برای زیر سوال بردن شخص یا هدف استفاده میشود اما در نقد سعی میشود تا حقیقت پیدا شود البته نه با استفاده از هر عاملی بلکه از راه کاملا اخلاقی و با استفاده از ابزار مربوط و لازم نه بیشتر

- در تخریب بیشتر شخصیت و آبروی شخص هدف قرار میگیرد  اما در نقد بیشتر عملکرد شخص

- در تخریب جنبه احساسات و هوای نفس قویتر است  اما در نقد جنبه تعقل و استدلال

- تخریب با ظلم همراه اما نقد با عدالت


- تخریب موجب ناامیدی است اما نقد موجب اصلاح و امیدواری


برای تأثیر نگرفتن از تخریب باید نکاتی رو در نظر داشته باشیم:
در حدیث معصومین هست که تا هفتاد بار باید برداشت مثبت داشت و نباید خیلی زود نسبت به کسی ذهنیت منفی پیدا کرد یا در جای دیگر می‌فرمایند آبروی مؤمن از کعبه با ارزشتر ست. در قرآن هم آمده که از بیشتر گمانها پرهیز کنید که بعضی از گمانها گناهند پس ما اصلا نباید به خودمان اجازه دهیم به این راحتی راجع به افراد منفی فکر کنیم.

به امید روزی که به این باور برسیم که نقد های سالم باعث بهبود عملکردها و اصلاح امور می شود، انشاءا...


 
 
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روز مادر

مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر


 
مدیریت دانش در حوزه HSE یک اجبار نه یک انتخاب
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مدیریت دانش

امروزه هر چند اهمیت و ضرورت وجود سیستم های مختلف فیزیکی و مکانیکی در ارتقای سطح عملکرد HSE بر کسی پوشیده نیست اما این یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که سازمانها به منظور بهبود عملکردهای شغلی و کاهش نرخ حوادث شدیداً متکی به دانش، مهارتها و تجارب نیروی انسانی شان می باشند و صرفاً مجهز بودن به سیستم های فیزیکی و مکانیکی ضامن موفقیت آنها نخواهد بود.

بنابراین اگر سازمان ها نتوانند سطح  دانش علمی و تخصصی  HSE را در کارکنان خود بالا ببرند، قطعاً دچار چالش های متعدد مدیریتی شده که یکی از آنها افزایش رخداد حوادث می باشد.

به نظر می رسد راز موفقیت سازمانها در دستیابی به توسعه پایدار در قرن ۲۱ در کنار بهره گیری از تکنولوژی ها و سیستم های نوین و موثر، به کارگیری مدیریت دانش در حوزه علوم HSE است.  

معمولاً دانش HSE در سازمان ها در دو نوع دیده می شود یک نوع تحت عنوان دانش رسمی یا دانش صریح است که شامل داده ها، رویه های سازمانی، نرم افزارها، فیلمها، گزارشهای سازمانی، بیانیه ماموریت، نمودار سازمانی و غیره می باشد. این نوع دانش به سادگی قابل پردازش رایانه ای، انتقال الکترونیکی و ذخیره در پایگاههای داده است و نوع دیگر، دانشی است که به صورت عینی قابل پردازش نیست، بلکه خاصیتی ذهنی دارد که به طور انحصاری در تسلط افراد باقی می ماند. بخش زیادی از تولید دانش در سازمان مرتبط با به کارگیری این نوع غیرصریح از دانش و تبدیل آن به نوآوری ها، فناوریها و خدمات واقعی است. در این فرایند، دانش فردی کارکنان تبدیل به دانش سازمانی ارزشمند برای کل سازمان می شود. این نوع دانش که به دانش ضمنی نیز معروف است برای انجام امور و فعالیتها ضروری بوده و به افراد و درون آنها وابسته است. در حالیکه دانش صریح سازمان وابسته به افراد نیست، لیکن به پشتوانه دانش ضمنی کارکنان، رشد می کند. بنابر تحقیقات زیادی که انجام گرفته است، تنها 20% دانش آشکار و واضح و 80% مابقی تلویحی و نهفته  است (داونپورت و همکاران).

هدف از مدیریت دانش HSE معرفی راهکارهایی است که سازمان را در نیل به سوی اهداف بهداشت، ایمنی و محیط زیست یاری رساند. سازمانها برای اینکه بتوانند مدیریت دانش HSE را توسعه داده و تقویت کنند، باید در فعالیتهای HSE مهارت های لازم را به دست آورند. این مهارتها عبارتند از:

  • o       توانایی کسب تجربه از موفقیتهای دیگران و به کارگیری آنها
  • o       درس آموزی از تجارب قبلی و فعلی
  • o       الگو برداری از سازمانهای موفق، مقایسه آنها با خود، تحلیل شکاف و بهبود عملکردها
  • o       توانایی انتقال مؤثر و سریع دانش در تمام سطوح سازمان

ولی متاسفانه در حال حاضر در توسعه مدیریت دانش در حوزه HSE موانع عمده ای وجود دارد که عمده ترین آنها عبارتند از:

1-    مقاومت نیروی انسانی در به اشتراک گذاشتن دانش HSE

2-    ساختارهای سلسله مراتبی و غیر منعطف

3-     سیستم های نامناسب حقوق و دستمزد

4-     عدم وجود فرهنگ مشارکت و اعتماد متقابل در فرهنگ سازمانی

مطمئناً تا زمانیکه این موانع وجود داشته باشند و قدمی در جهت رفع آنها برداشته نشود حتی اگر جدیدترین تکنولوژی ها و سیستم ها به کار گرفته شود، باز هم تضمینی بر کاهش سطح حوادث در سازمان نخواهد بود، بنابراین ضروری است از فرهنگ سازمانی سنتی رایج فاصله گرفته و با استقبال از نوآوری و خلاقیت و نهادینه سازی فرهنگ اشتراک گذری اطلاعات و مشارکت، در اشاعه هر چه ببیشتر دانش گام برداریم.

به امید روزی که مدیریت دانش به عنوان یکی از راهکارهای مدیریتی مد نظر مدیران HSE قرار گیرد.


 
روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای بر تمامی تلاشگران حوزه علم و صنعت مبارک باد
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای ، اقتصاد سبز ، توسعه پایدار

از سال ۲۰۰۳ به بعد، سازمان جهانی کار (ILO)، روز ۲۸ آوریل (9 اردیبهشت) را به منظور یادبودی از جنبش اتحادیه های کارگری و همچنین برای بزرگداشت خاطره قربانیان حوادث و بیماری های ناشی از کار، به عنوان روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای نامگذاری نموده و گرامیداشت آن را برگزار مینماید. از طرفی، به منظور اشاعه و ترویج فرهنگ ایمنی و بهداشت کار، موضوعی را هرساله به عنوان تمرکز و راهبرد به صورت شعار اعلام می کند.

امسال نیز سال «ارتقاء ایمنی وبهداشت در یک اقتصاد سبز» نامگداری شده است.

World Day for Safety and Health at Work in 2012: Promoting safety and health in a green economy

اقتصاد سبز که در شعار امسال مطرح شده است محور توسعه پایدار است، واژه ای که چندین سال است در مقابله با توسعه صنعتی مطرح شده است. اما هنوز توسعه پایدار در حد شعار باقی  مانده و رنگ و بوی عملی به خود نگرفته است. اما براستی چرا؟ به نظر می آید سازمانهای متولی هر یک از منظر ماموریت سازمانی خود به دنبال تحقق این شعار هستند، در حالیکه تحقق کامل این شعار مستلزم فرانگری های خاصی است.

توسعه پایدار یعنی توسعه صنعتی که با صیانت از نیروی انسانی، مصرف بهینه منابع و حفاظت از محیط زیست همراه باشد و این به معنای نگاه همزمان به بهداشت، ایمنی و محیط زیست است.

شعار امسال سازمان بین المللی کار نیز در همین راستاست و سعی شده به این نکته اشاره شود که تعامل سازنده و موثر بهداشت، ایمنی و محیط زیست راهکار برون رفت از بحران های صنعتی است.

مفهوم اقتصاد سبز که در شعار امسال مطرح شده است چندین سال  است  که در محافل علمی، اقتصادی و سیاسی  دنیا معرفی شده  و مورد بحث قرار گرفته است.

اقتصادسبز یعنی کاهش کلیه خطرات زیست محیطی و تولید فرآورده های سبز(محصولات سازگار با طبیعت) در روند زندگی انسانها که نتیجه آن منجر به سلامت و سرزندگی اجتماعی شهروندان در جوامع گوناگون میگردد.

اقتصاد سبز یکی از ابزار لازم برای رسیدن به توسعه پایدار است ولی کافی  نیست. در کنار اقتصاد سبز باید نبروی کار سالم و محیط های کار ایمن نیز فراهم باشد تا شعار توسعه پایدار محقق گردد. این به این معناست که تعامل موثر بهداشت، ایمنی و محیط زیست در کنار یکدیگر توسعه پایدار را رقم می زند و این یعنی HSE .

بدیهی است رسیدن به یک توسعه پایدار با بهره گیری از صنعت سبز، صنعت ایمن و صنعت سالم امکان پذیر می‌گردد، زمان آن رسیده که با بهره گیری از تکنولوژی های نوین HSE (سخت افزار، نرم افزار، انسان افزار، و دانش افزار) و برخورداری از سیستم های نوین مدیریتی (HSE-MS) و با مهندسی و مدیریت صحیح فرهنگ HSE با ایجاد محیط های کاری ایمن و سالم همزمان با مصرف بهینه منابع وحفاظت از محیط زیست، به سبز شدن واقعی صنعت و اقتصاد سبز در یک توسعه پایدار دست یابیم.


 
ریاست یا مدیریت؟
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ریاست ، مدیریت ، تفاوت بین رئیس و مدیر

در جهان امروز مدیریت، مانند اکسیژن لازمه حیات و بقای سازمان ها است به ویژه در صنایع که فقدان مدیرت کارآمد، هزینه های زیادی را بر آنها تحمیل نموده و خواهد نمود. همینجا است که مدیر، باید “مدیریت” داشته باشد، نه “ریاست”!.

مدیریت با ریاست تفاوت بسیاری دارد چرا که رییس معمولاً با عوامل پایین دستی خود، قلدرمآبانه و خودمحور رفتار می‌کند، بدون آن که نسبت به توانایی ها، قابلیت ها و مهارت های آنها اندک آشنایی داشته باشد، فقط دستور می‌دهد و انتظار دارد تا دستوراتش هم بلافاصله انجام شوند.

در حالیکه مدیر از رأس هرم به پایین می‌نگرد و با ایجاد هماهنگی و همدلی فعالیت ها را پیش می برد و هریک از کارکنان را مانند مهره شطرنج در جایی قرار دهد که برگ برنده بازی را به نفع خود ورق بزند. “مدیر” با شناخت کامل همه مهره‌های زیرمجموعه خود، هر کاری را به فردی واگذار می نماید که توانایی انجام آن را داشته باشد. همان گونه که در بازی شطرنج هم گاهی ساعت‌ها به مهره‌ها می‌نگرند و به فکر فرو می‌روند تا دقیقاً مهره‌ای را انتخاب کنند و در خانه خود بنشانند چرا که هرگونه عجله و شتاب خواسته یا ناخواسته‌ای می‌تواند به “مات‌ شدن” و شکست بینجامد.

مدیر، باید “دانش مدیریت” داشته باشد و در هر مجموعه‌ای که قرار گرفته است با آگاهی از مبانی، قواعد و اصول تخصصی آن حوزه از فن و ریزه‌کاریهای آن مجموعه مطلع و آگاه باشد و از منظر بالای هرم، به پایین بنگرد و بر فعالیت ها نظارت نماید.

برخی از تفاوتهای اصلی رئیس و مدیر عبارتند از:

1-    رئیس، افراد را وادار به کار می کند. مدیر، به افراد در کار الهام می بخشد.

2-    رئیس، وابسته به قدرت است. مدیر، به حسن نیت تکیه دارد.

3-    رئیس، ترس را اشاعه می دهد. مدیر، حس اعتماد راترویج می کند.  

4-    رئیس، می گوید : (من ) . مدیر، می گوید : (( ما )).

5-    رئیس، خطا کار را نشان می دهد. مدیر، اشتباه را نشان می دهد.

6-    رئیس، می گوید کار باید انجام شود. مدیر، می داند کار چگونه باید انجام شود.

7-    رئیس، توقع احترام دارد. مدیر، احترام را بر می انگیزد.

پس بالواقع بین مدیریت و ریاست تفاوت از زمین تا آسمان است.

حال تصمیم بگیرید می خواهید مدیر باشید یا رییس؟؟؟ کدام برای شما لذت بخش تر است؟؟؟

شاید ریاست لذت زیادی دارد که همه اطراف ما را رییس فرا گرفته است.

کاش کمی مدیر می دیدیم.


 
تعهد و رهبری سنگ بنای سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: تعهد و رهبری ، سازمان های با کلاس جهانی

  نقش نظام مدیریت HSE بقدری پررنگ و حیاتی است که سازمانهای با کلاس جهانی  (The World-Class Organization) آن را در سرلوحه فعالیتهای خود قرارمی دهند. امروزه  سازمانهای با کلاس جهانی بعنوان سازمانی پیشگیرانه فرایندهای مدیریتی موفقی دارند که دارای ویژگیهای زیر است:

  • در این نوع نظام مدیریت نظام را هدایت می کند. و نقش تعهد و رهبری در پویایی و اثربخشی آن به شدت احساس می شود.
  • مدیران صف HSEرا بعنوان یک سرمایه گذاری خوب در کسب و کار با چشم انداز مثبت و طولانی مدت درک کرده اند.
  • مدیریت معتقد است که صدمات، جراحت ها و خسارات غیر قابل قبول بوده و هیچ عذر و بهانه ای را نمی پذیرد.
  • HSE فقط HSE نیست بلکه اثربخشی سازمان و ارش افزوده است.
  • تصمیم گیری مدیریت وقت گیر بوده و برنامه ریزی ها طولانی مدت هستند (3الی 5 سال)
  • نقش ها و مسئولیت های مدیران صف و کارکنان شفاف بوده و به اطلاع آنها رسیده است.
  • چشم اندازی مشترک و تشریک مساعی وجود دارد.
  • کارکنان دارای اختیار بوده و در صورت مشارکت از آنها تقدیر می شود.
  • ارتباطات باز و غیر رسمی است.
  • افراد به دادن بازخورد تشویق می شوند.
  • نتایج به دقت پایش می شود.
  • HSE از تعهد بر روی کاغذ به انگیزه در ذهن ها و اعتقاد و باور در قلبها تبدیل شده است.
  • مدیریتی است متکی بر سیستم آموزشی کارآمد، تجهیزات مناسب و ارزیابی مستمر و مهم تر از آن شناختی است از فرهنگ و روحیاتی فردی، ملی و منطقه ای که هدفش تعالی فرد و سازمان خواهد بود.
  • مدیریتی است با افزایش بهره وری در فعالیتها و کسب منافع اقتصادی و تقویت سلامت همه جانبه فردی و اجتماعی
  • مدیریتی است استراتژیک با محوریت دانش و سلامت در حوزه های گوناگون بهداشت، ایمنی ومحیط زیست که افق هایی برتر و فراتر از رویه های معمول و وظیفه گرا را پیش روی مدیران می گذارد.
  • کلیدی است برای رفع دغدغه های سازمانی و درآمدی است برای حضور آینده نگر و سیستماتیک درون سازمانی و تلاشی است مدبرانه و هماهنگ جهت دستیابی بر توسعه پایدار

مطالعات موجود نشان می دهد که عدم توانایی اغلب سازمانها در دستیابی به عملکرد کلاس جهانی در حیطه HSE به علت عدم توانایی آنها در ایجاد و نهادینه کردن تعهد و رهبری اثربخش است. تاثیر کلاس جهانی فقط زمانی به حقیقت خواهد پیوست که مدیریت کاملاً مسئولیت های HSE را در مسیر اصلی سازمان یکپارچه نماید. این تاثیر با افزودن برنامه های HSE در یک سازمان ایجاد نمی شود بلکه زمانی رخ می دهد که HSE به عنوان بخش حیاتی و جدای ناپذیر سازمان در ماموریت سازمان پذیرفته شود.

بنابراین لازم است برای داشتن عملکردی موثر و کارا در نظام مدیریت HSE به عملکرد کلاس جهانی در این زمینه نیز بی توجه نباشیم از تجارب ارزشمند آنها در جهت رفع تنگناها و محدودیتهای موجود استفاده کنیم و ....


 
استقرار سیستم های مدیریتی مختلف در سازمانها و عدم درک صحیح از فلسفه وجودی سیستم
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: ایزو ، hse

در سالیان اخیر سوءتوسعه‌های تکنولوژیک به حدی بحران‌آفرین شده است که حتی روند رو به رشد انسان در زمینه فن‌آوری‌های نوین شدیداً زیرسوال رفته است به طوری‌که امروزه این سوال به کرات از طرف اندیشمندان مطرح می‌شود که «آیا ما قربانی فرایند توسعه نشده‌ایم؟»

          بنابراین سوالاتی که در ذهن مطرح می‌شوند، عبارتند از:

  • چرا چنین حوادث ناگواری رخ داده است؟
  • آیا هیچ راهی برای پیش‌گیری یا به حداقل رساندن اثرات آنها وجود ندارد؟

با جرأت می‌توان گفت که اینها همان سوالاتی هستند که چندین دهه قبل از سوی دانشمندان، متخصصین، افراد و گروه‌های مستقل حمایت از بشر و یا سازمان‌های دولتی مربوطه مطرح می‌شدند. این پیشینه رفته رفته سبب ایجاد و گسترش اطلاعات و روش‌های علمی جهت پاسخ به سوالات فوق و پیشگیری از حوادث شد، به طوری‌که گزارش‌هایی که از بررسی حوادث انتشار یافته‌اند، تنها راه‌حل قابل اطمینان برای جلوگیری از وقوع مجدد حوادث ناگوار و دلخراش را به کارگیری «سیستم ها و استانداردهای مدیریتی » ذکر کرده‌اند.

معمولاً نمی‌توان حوادث را فقط با روش‌های مهندسی کنترل کرد، هم چنین آموزش افراد و انگیزش آنها برای اجتناب از خطرات و برقراری روش های سخت‌گیرانه برای کار نیز همیشه مقدور نمی‌باشد. لذا تنها ترکیبی متعادل از اقدامات فوق‌الذکر است که می‌تواند ما را در رسیدن به هدف یاری دهد. هر سازمان باید ترکیب مناسب و منحصر به فرد خود را از اقدامات فوق پیدا کند و اطمینان داشته باشد که اجرای آنها از بروز حوادث پیشگیری خواهد کرد. از طرفی اقدامات اتخاذ شده نیز باید براساس تغییراتی که به مرور زمان در درون و بیرون از سازمان ایجاد می‌شوند، تطبیق یافته و به روز شوند. این همان تعریف ساده تفکر سیستمی است.

بنابراین احساس اهمیت این موضوع زمانی موثر خواهد بود که در بین افراد در معرض خطر و کسانی که در این زمینه مسئولیت دارند و آنان که می‌توانند عوامل این پدیده ناهنجار را برطرف سازند، عمومیت یابد، وگرنه زنگ خطر رنج‌دهنده به جای هشداردهنده، برای کسانی که دچار حوادث گردیده و در نتیجه از کار افتاده و معلول شده‌اند، اعضای خانواده و فرزندان قربانیان این حوادث از زمان وقوع حادثه پیوسته به صدا درآید.

خوشبختانه امروزه با شعار بهبود و تعالی سازمانی شاهد بکارگیری سیستم های مختلف مدیریتی در بسیاری از سازمانها و صنایع هستیم.  بطوریکه شرکتها از سالها قبل با پیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت ISO9001 عملاً با نظام های جدید مدیریت آشنا شده و در صدد توسعه و بسط آن برآمدند بطوریکه بعداً شاهد طرح استاندارد زیست محیطی ISO14001 و متعاقب آن OHSAS18001 و IMS یا سیستم یکپارچه مدیریت در هریک از سازمان ها بوده ایم.

اما نکته مهم این جاست که بکارگیری هر یک از این سیستم های مدیریتی یکی از ابعاد سازمان را مورد توجه قرار داده و نهایتا رضایت گروه خاصی را بیش از سایرین در پی خواهد داشت. استقرار سیستم های مدیریتی مختلف با نیازمندیها و نتایج خاص هر یک از آنان نه تنها باعث پیچیدگی و سردرگمی سازمان شده بلکه مشکلاتی را برای سازمانها بهمراه خواهد داشت که عمده ترین آن عبارتند از: 

  • تقابل به جای تعامل
  • هدر رفتن منابع و افزایش هزینه ها (ناشی از نگهداری و روزآمدی آن)
  •  فعالیت های موازی و تکراری و نشستن آنها به جای مفاهیم بهره وری
  • تضاد بین استراتژی ها، سیاست ها و اهداف تعریف شده
  • حجم عظیم مستندات
  • کاهش کارائی سازمان

این مشکلات هر یک سازمان را به سمت خود فرا می خواند و مدیریت را با سردرگمی اساسی روبرو می سازد .

پس براستی راه حل این مشکل چیست؟ چگون می توان سردرگمی را در تعدد و تنوع جزیره های مدیریتی برطرف کرد و یک پل ارتباطی مناسب بین آنها برقرار کرد؟ در این عرصه است که پرسش از راهکار اثربخش و همه جانبه به پاسخ می رسد و در می یابیم که برای حل مشکلات مبنایی عکس العمل های موردی و تلاش های جزیره ای به هر صورتی منجر به شکست است. سیستم مدیریت یکپارچه HSE با جلوگیری از تقابل این سیستم ها و با رفع مشکلات ذکر شده و تدوین استراتژی های یکپارچه سازی گامی اساسی در راستای ادغام این سیستم های مدیریتی در یک چارچوب نوین برداشته است.سیستم مدیریت یکپارچه HSE فراتر از الزامات سیستم های مدیریتی بین المللی موجود اقدام نموده و با برقراری ارتباطات دو سویه موثر در استقرار نظام مدیریتی پویا تلاش می نماید و فواید بسیاری نسبت به داشتن نظام های مدیرتی مستقل و جدا از هم دارد که عبارتند از:

  • اختصاص صحیح و منطقی منابع
  • بهبود و کارائی فعالیت ها
  • کاهش هزینه های تولید و ممیزی
  • به حداکثر رسانیدن استفاده از منابع تولید
  • ایجاد یک روش سیستماتیک
  • ایجاد تصویر مناسبی از سازمان
  • بهبود عملکرد سازمان
  • بهبود رضایت مشتری
  • کاهش پیچیدگی و سردرگمی

بعبارت دیگر در سیستم مدیریت یکپارچه HSE از جنبه های مختلف به شناسایی و ارزیابی عوامل زیان آور پرداخته شده و با اجرای این سیستم میزان ریسک خطرات را به حداقل رسانده و به پیشگیری از جراحات انسانی، ضرر و زیانهای مالی، ضایعات تولید، تنزل کیفیت، آسیب به محیط زیست، به حداقل رساندن حوادث و وقایع و در نهایت برآوردن انتظارات قانونی و عملکرد بهتر صنعت کمک می کند.

درک درست از مدیریت HSE و شناخت فلسفه وجودی این مفهوم یکپارچه در ابعاد بهداشت، ایمنی و محیط زیست و ایجاد ارتباط دقیق و منطقی میان علم و فناوری از یک سو و شناخت عوامل فرهنگی و انسانی محیط کار از سوی دیگر برای مرتفع شدن بسیاری از مشکلات موجود کافی است.

پس بهتر است به جای استفاده از سیستم های متعدد و متنوع مدیریتی که در نهایت منجر به معضل تقابل به جای تعامل و ارتباط منطقی بین آنها  می شود سیستم مدیریت یکپارچه HSE را برگزید سیستمی که ارتباط منسجم، منطقی و پیشرو و تغییرات اثربخش را بعنوان دو گوهر مورد نیاز مدیران و کارشناسان صنایع داراست.


 
← صفحه بعد
 
 
 
--- عباس زراءنژاد-hse page contents